|
|
|
|
|
من به آمار زمين مشكوكم اگر اين شهر پراز آدمهاست؛ پس چرا اين همه دلها تنهاست؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!!!!!! ..•*..*•. الهي تكيه بر لطف تو دارم .•*..*•.. ..•*..*•. خدايا همه چيز رو به محبت مطلق خودت مي سپارم .•*..*•..
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 14:37 توسط دختر باران
|
|
||
|
|
|
|
|
در آخرين روز ترم پايان دانشگاه، استاد به زحمت جعبه سنگيني را به کلاس آورد. وقتي که کلاس رسميت پيدا کرد، ليوان بزرگ شيشه اي را از جعبه بيرون آورد و روي ميز گذاشت و سپس چند قلوه سنگ را از درون جعبه برداشت و آنها را داخل ليوان انداخت. آنگاه ازدانشجويان که با تعجب به او نگاه مي کردند، پرسيد: آيا ليوان پر شده است؟ همه گفتند: بله، پر شده است. استاد مقداري سنگ ريزه را از جعبه برداشت و آنها را روي قلوه سنگهاي داخل ليوان ريخت، بعد ليوان را تکان داد تا سنگ ريزه ها به درون فضاهاي خالي بين قلوه سنگ ها بلغزند. سپس از دانشجويان پرسيد: آيا ليوان پر شده است؟ همگي پاسخ دادند: بله، پر شده است. استاد دوباره دست به جعبه برد چند مشتي شن برداشت و داخل ليوان ريخت. ذرات شن براحتي فضاهاي کوچک بين قلوه سنگ ها و ريگها را پر کرد. استاد بار ديگر از دانشجويان پرسيد: آيا ليوان پر شده است؟ دانشجويان همصدا جواب دادند: بله، پر شده است. استاد از داخل جعبه شيشه اي آبي برداشت و آن را درون ليوان خالي کرد. آب تمام فضاهاي کوچک بين ذرات شن را هم پرکرد. اين بار قبل ازاينکه استاد سوالي بکند دانشجويان با خنده فرياد زدند : بله، پر شده ... بعد از آنکه خنده ها تمام شد، استاد گفت: اين ليوان مانند شيشه عمر شماست و آن قلوه سنگ ها هم چيزهاي مهم زندگي شما مثل سلامتي، خانواده، فرزندان ودوستانتان. چيزهايي که اگر هرچيز ديگري را از دست بدهيد و فقط اينها برايتان باقي بماند هنوز زندگي شما پر است. سپس نگاهي به دانشجويان انداخت وادامه داد: ريگ ها هم چيزهاي ديگري است که در زندگي اهميت دارد، مثل شغل و ثروت و ... ذرات شن هم چيزهاي کوچک و بي اهميت زندگي است که اگر شما ابتدا ذرات شن را داخل ليوان بريزيد، ديگر جايي براي سنگ ها و ريگ ها باقي نمي ماند. اين وضعيت در مورد زندگي شما هم صدق مي کند. ..•*..*•. زير بارون دعا نفس بکش .•*..*•.. ..•*..*•. خدايا همه چيز رو به محبت مطلق خودت مي سپارم .•*..*•.. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 4 فروردین1387ساعت 17:54 توسط دختر باران
|
|
||