|
|
|
|
|
نشستم گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه پروانه که سوخت ... واسه شمعي که آب شد تا ازقطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک طرفه هم ميتونه باشه ..•*..*•. الهي تكيه بر لطف تو دارم .•*..*•.. ..•*..*•. خدايا همه چيز رو به محبت مطلق خودت مي سپارم .•*..*•..
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 16:59 توسط دختر باران
|
|
||
|
|
|
|
|
حالا که آسمون سياه ِ حالا که فصل، فصل غم ِ واسه امام خنده ها تموم گريه ها، کم ِ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ در آن مجلس که شور بي شعور است ..... چراغ معرفت ها سوت و کور است تو اي دل بنده ي آزاد او باش .............. به هر حالي که هستي ياد او باش ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ من گدايِ دوره گرد من مي خوام دورت بگرد تو امير ملک جاني من گداي دوره گرد خدايا! يــــــــــــــــادم بــــــــــــده يـــــــــــــــــادم بـــــاشـــه يـــــــــــــــــــادت بـــــــــاشــــــــــم ..•*..*•. خدايا همه چيز رو به محبت مطلق خودت مي سپارم .•*..*•..
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 9:12 توسط دختر باران
|
|
||