|
|
|
|
|
اي دواي درد دلهاي اسير دست هايت باغ پاک نسترن قلبت اقيانوسي از شوق و نگاه با دلت پروانه شد احساس من قلب من يک جاده تاريک بود با تو قلبم کلبه پيوند شد قلب من تقديم چشمان تو شد ..•*..*•. خدايا همه چيز رو به محبت مطلق خودت مي سپارم .•*..*•..
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 16:55 توسط دختر باران
|
|
||
|
|
|
|
|
آپي غيرازاين آماده کرده بودم...... شب جمعه تفالي به خواجه حافظ «غزل سراي محبوبم» زدم. اين دو غزل اومد. البته فال استخراج شده در رابطه با هرغزل توسط استاد کاظم لاهيجي رو هم همراهش نوشتم. ولي اگر شما با خواندن فال ها نظر ديگري داريد لطفا بگيد. عکس خود ديدن ماهم اين هفته برون رفت و به چشمم سالي ست حال هجران تو چه داني که چه مشکل حالي ست مردم ديده زلطف رخ او در رخ او عکس خود ديد و گمان برد که مشکين خالي ست مي چکد شيرهنوز ازلب همچو شکرش گر چه در شيوه گري هر مژه اش قتالي ست اي که انگشت نمايي به کرم در همه شهر وه که در کنار غريبان عجب اهمالي ست بعد از اينم نبود شائبه در جوهر فرد که دهان تو درين نکته خوش استدلالي ست مژده دادند که برما گذري خواهي کرد نيت خير مگردان که مبارک فالي ست کوه اندوه فراقت به چه حيلت بکشند حافظ خسته که از ناله تنش چون نالي ست فال مربوطه: هر چند انتظار شما طولاني بوده است ولي خوشحال باش که ديگر انتظار به پايان رسيده است و به زودي به ديدار معبود و يار نايل مي گردي. *•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•. .•*.*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. . روز وصل روز وصل دوستداران ياد باد ياد باد آن روزگاران ياد باد کامم از تلخي غم چون زهر گشت بانگ نوش شاد خواران ياد باد گرچه ياران فارغند از ياد من از من ايشان را هزاران ياد باد اين زمان درکس وفاداري نماند زان وفادارن و ياران ياد باد مبتلا گشتم درين بند و بلا کوشش آن حقگزاران ياد باد گرچه صد رود است در چشمم مدام زنده رود و باغ کاران ياد باد راز حافظ بعد ازين ناگفته ماند اي دريغ آن رازداران ياد باد فال مربوطه: به يادآوريد روزگار گذشته را که با خوشي و سعادت همراه بود و روزگاري که در سايه همبستگي و محبت و سعادت و شادي در خانواده ها بود. حال که همه از هم دورشدند تنها مانده اي، به ياد آن زمان به درگاه خداوند دعا کن تا خوشبختي از دست رفته باز گردد. ..•*..*•. خدايا همه چيز رو به محبت مطلق خودت مي سپارم .•*..*•..
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 16:49 توسط دختر باران
|
|
||
|
|
|
|
|
اخماتو وا كن آسمون از اون بالا با روي خوش پايين و نگاه كن آسمون خودم يه دنيا غم دارم نذار بياد پايين غمات غماتو هوا كن آسمون اي آسمون از اون بالا ببين كجاست كه غصه نيست ببين كدوم آدمه كه از روزگارش خسته نيست ببين كدوم راهيه كه ميون راهش بسته نيست ببين كه تو چه خونه اي آدم ِ دل شكسته نيست ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ آسمان ِ زندگي، گذرگاه توده ابرهاي تيره که مي غرند و مي بارند، به حساب مي آيند نه قرارگاه آنها. ابرها رد ميشوند و خورشيد طلوع مي کند. بايد ايمان وزمان داشت که آسمان ابري، دوباره آبي و آفتابي شود. بايد حتما در تنگناي غرش و سيلاب مرگبار، اميد به پروردگارت داشت و اگر غير از اين باشد حتما خيلي ها دق مي کنند. ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ من نمي گويم که سمندر باش يا پروانه باش چون به فکر سوختن افتادي مردانه باش پروانه آن نيست که دنبال سوختن باشد پروانه آن است که دنبال نور باشد از سياهي تا سپيدي که راهي نيست پس چاره کن که تا سوختن راهي نيست ..•*..*•. خدايا شکر ايام شادي و نشاط را نصيبم کن .•*..*•.. ..•*..*•. خدايا همه چيز رو به محبت مطلق خودت مي سپارم .•*..*•..
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 16:3 توسط دختر باران
|
|
||